|
اخشراش دلنوشته های حمیدرضا سهیلی
| ||||
|
تصویری از یک هنرمند قدیمی برگرفته از وبلاگ قدیمی ها
دیروز فرخ ساجدی امروز موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ جمعه نوزدهم آبان 1391 ] [ 11:6 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
[ سه شنبه شانزدهم آبان 1391 ] [ 8:6 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
قدیما یادش بخیر... واقعا که یادش بخیر ..... ![]() قدیمی ترها حتما شیربچه های مدرسه یادشونه . شماها یادتون هست؟ ![]() موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ پنجشنبه یازدهم آبان 1391 ] [ 7:58 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
[ سه شنبه دوم آبان 1391 ] [ 23:22 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
یک عکس ، هزاران خاطره ![]() این عکس در حاشیه جشنواره تئاتر هفده شهریور تبریزدر سال 1364 گرفته شده است . نفر آخر ایستاده در سمت چپ (که کاپشن قرمز دارد) شهید مسعود سهیلی است . نفرآخر ایستاده در سمت راست سید احمد میرعلایی ( مدیر کنونی بنیاد فارابی ) است و نفر دوم نشسته در جلو از سمت چپ دکتر مجید سرسنگی( مدیر کنونی کانون هنر) می باشد. ![]() شهید سهیلی سید احمد میرعلایی مجید سرسنگی موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ شنبه بیست و پنجم شهریور 1391 ] [ 17:32 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
فروزان دیروز ، امروز ---------------------------------------------------- ایرن دیروز ، امروز
---------------------------------------------------- نیلوفر دیروز ، امروز
---------------------------------------------------- فریبا خاتمی دیروز ، امروز
---------------------------------------------------- گیتی ساعتچی دیروز ، امروز
---------------------------------------------------- کتایون دیروز ، امروز
-------------------------------------------- آرام دیروز ، امروز
-------------------------------------------- ویدا قهرمانی دیروز ، امروز
موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي، سینما [ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 5:46 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
نمایش گشت ارشاد به طور کامل متوقف شد و سعید سهیلی به همین خاطر نامه ای نوشته و برای "کافه سینما" ارسال نموده است.
جناب آقای دکتر قالی باف آیا حاج باقر را می شناسید؟ ایستاده نفر دوم : حاج باقر قالیباف نشسته نفر اول : سعید سهیلی
و این اصل عکس : نفر ششم ایستاده ( شهید شوشتری)- نفر دهم ( قالیباف )- نفر دوم نشسته :( شهید خضرایی منش)- نفر پنجم ( سعید سهیلی) - نفر ششم ( محسن ضیایی) متن نامه سعید سهیلی : بنام اول هنرمند عالم هستی... گمان می کنم حالا که غائله ی اکران "گشت ارشاد" خاتمه یافته و قیل و قال ها فروکش کرده؛ حالا که تنور اعتراض های خودسرانه از گرما افتاده و سفره ی تهمت های ناروا برچیده شده؛ حالا که بعضی ها با پایین کشیدن غیرقانونی فیلم من چنان نفس راحتی کشیده اند که گویی بیرق کُفر به زیر آمده است؛ شاید زمان مناسبی باشد که فارغ از آن "هیاهوی بسیار" با چند نفر چند کلام حرف حساب بزنم. حرفهایی که گفتنش زبان می سوزاند و نگفتنش مغز استخوان. متن کامل نامه را در ادامه مطلب بخوانید : موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي، سینما ادامه مطلب [ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 8:14 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
یک عکس قدیمی و جالب
((عملیات کربلای ١ )) محمدرضا شهیدی فر ( مجری کنونی برنامه پارک ملت تلویزیون ) در حال مصاحبه با باقر قالیباف ( شهردار کنونی تهران ) در ارتفاعات قلاویزان موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 18:1 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
[ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 7:0 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
یک سند قدیمی این سند متعلق به خرید علم برای هیئت بوده است باتشکر از وبلاگ میقات بمدیریت علیرضا سهیلی
یوم شنبه ۲۴/۹/۳۴ مخفی نماند بر اینکه فروخت عالیشان جناب استاد احمد کاموسیان یک دستگاه علم خودشان را با تمام اسبابهای متعلق بهمان علم را به آقای عباس آقای سهیلی به مبلغ دو هزار و هشتصد تومان که مبلغ هشتصد تومان آن برسم بیعانه پرداخت می شود و مبلغ دو هزار تومان دیگرآنرا آخر خرداد (۱۳۳۵) به پردازم و علم مورد معامله خودم را ببرم و هیچ عذری نیاورم و شرط شد که اگر از هر طرف نکول به معامله نمودیم خریدار اگر پشیمان شد حق به بیعانه نداشته باشد واگر آقای احمد آقای کاموسیان پشیمان شد یا نکول آوردند به اضافه بیعانه هشتصد تومان به آقای سهیلی دادنی باشند و این ورقه خطابه ایست و صورت مجلس معامله علم است که آقای احمد آقای کاموسیان وآقای محمد آقای کاموسیان و آقای عباس سهیلی و امضا کنندگان ذیل امضا می شود. امضای خریدار سهیلی و فروشنده کاموسیان مبلغ چهار هزار ریال در تاریخ ۲۰/ ۱۲/ ۳۴ بابت اصل ورقه که نوشته شده است باینجانب احمد کاموسی رسید.امضا کاموسی اینجانب عباس رجایی مورد معامله را گواهی میدارم طرفین هر دو امضا می نمایند صحیح است. امضا عباس رجایی معامله این علم در بودن اینجانب استاد صادق خیاط جعفرزاده بهمین شرطها تمام شد صحیح است .اثر انگشت صادق خیاط معامله این علم در بودن این جانب رمضان رجبعلی نجار زاده به مبلغ دو هزار و هشتصد تومان تمام شد . صحیح است . اثر انگشت رمضان رجبعلی نجار زاده اینجانب قاسم ( احتمالا احتراماتی ) فرزند حاج محمدعلی به معامله این علم به مبلغ مذکور گواهی میدهم صحیح است . اثر انگشت قاسم.
و این همان علم خریداری شده است که توسط خریدار ، به هیئت ابوالفضلی تربت حیدریه اهدا گردید. خریدار ( آقای عباس سهیلی ) نفر دوم از سمت چپ می باشد علیرضا سهیلی مدیر وب میقات که این سند را ایشان نگهداری کرده و در وب خود نمایش داده است همان کودک پیراهن سفید ایستاده در وسط عکس می باشد موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ پنجشنبه ششم بهمن 1390 ] [ 22:30 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
[ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ] [ 9:3 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
[ پنجشنبه هشتم دی 1390 ] [ 7:47 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
عکس قدیمی از حرم مطهر امام رضا (ع) مشهد مقدس - بست پایین خیابان سال ۱۳۲۵
این عکس توسط عکاسی سیاح که یکی از قدیمی ترین عکاسی های مشهد بوده است در سال ۱۳۲۵ گرفته شده است موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 19:34 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
عکسی قدیمی از حرم مطهر امام رضا (ع) سقاخانه اسماعیل طلایی
این عکس توسط عکاسی سیاح که یکی از قدیمی ترین عکاسی های مشهد بوده است در سال ۱۳۲۵ گرفته شده است موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ یکشنبه بیستم آذر 1390 ] [ 6:23 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
[ جمعه ششم آبان 1390 ] [ 19:33 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
چهار طبقه مشهور مشهد
ساختمان چهارطبقه مشهد به
حتم اگر مشهدی هستید و یا به مشهد سفر کرده اید ، با واژه (چهارطبقه) که به
تقاطع خیابان ارگ و خیابان خسروی گفته می شود ، زیاد برخورده و به حتم از خود
پرسیده اید که چرا به این چهارراه، (چهارطبقه)
می گویند . در سال 1305 ، درخیابان ارگ ، روبروی خیابان خسروی ، ساختمان بلندی در چهارطبقه ساخته شد که بلندی آن ، به اندازه هشت طبقه فعلی بود و به همین علت نام (چهار طبقه) را بر خود گرفت . شهرت این نما به حدی بود که هنوز هم پس از سالها که از تخریب آن و بازگشایی خیابان مدرس می گذرد ، این نام همچنان در بین بیشتر مردم مشهد رواج دارد. در این ساختمان رستوران بزرگی بود که سالهای متمادی در آن ، تئاتر اجرا می شد .
ابتدای خیابان خسروی و روبروی ساختمان چهارطبقه (این بنا به همین شکل و شمایل با کمی تغییرات هنوز هم باقیست)
نمای چهارطبقه از خیابان خسروی
موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 9:54 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
چند عکس قدیمی و خاطره انگیز از تئاتر مشهد
قابل توجه هنرمندان تئاتر مشهد
آیا افراد حاضر در این عکس ها را می شناسید ؟
؟.رضا شلالبندان.فردوسی.محمودی. ؟
نمایش ( جشن پیروزی) ؟.اکبر هاشمی.محمد شاهرودی.خانم فخری آبرو.؟.ماشااله وحیدی
؟.قنادان.؟نمایش ( ابومسلم ) نمایش ( آخرین لحظه) ؟. قفقازی.گیتی شیرازی.؟. محمودی.؟.
نمایش ( آرشین مالالان) ؟. گیتی شیرازی.؟.؟.
نمایش ( انتقام روح) ؟.؟.؟.؟.گیتی شیرازی.؟.؟.منصور همایونی.اصغر قفقازی.فردوسی.
نمایش ( جیب بر) قفقازی.؟.؟.؟.؟.فرددوسی.گیتی.؟.
نمایش ( آرزوهای بالدار) ؟.؟.شلالبندان.؟.؟.؟.
نمایش ( بتکده ) ؟.؟. محمد شاهرودی.ماشااله وحیدی.؟.؟.
نمایش ( در راه آذربایجان) اکبر هاشمی .؟.؟.احمد میربازل. این عکسها مربوط به نمایشهایی است که در دهه سی و چهل در تئاتر مشهد بر صحنه رفته است.
چنانچه بازیگران این نمایش ها را می شناسید ، نام و بیوگرافی و یا هرگونه اطلاعاتی که درباره آنان دارید را برایم نوشته و ارسال فرمایید.
از همکاریتان بی نهایت سپاسگزارم .
موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي، تئاتر [ دوشنبه سی ام خرداد 1390 ] [ 18:16 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
حکایت مرد ژنده پوش و جنازه ای که 23 سال تمام در گرمای سوزان صحرای طبس سالم ماند
مرحوم منصور همایونی. داریوش ارجمند . (آقا سید علی میرزا) . خانم رامتین.مرحوم حسن غراب سال ۱۳۵۳- ارگ طبس ****************** این عکس را از آلبوم عکسهای هنری مرحوم منصورهمایونی انتخاب کردم . حتما از اینکه داریوش ارجمند را در کنار مرد ژنده پوشی می بینید، تعجب می کنید. معلوم است که این عکس با خواسته وی و همراهانش ، در کنار این مرد فقیر گرفته شده است و به احتمال زیاد آنها از این پیرمرد ژنده پوش درخواست گرفتن عکس یادگاری کرده اند . به نحوه قرار گرفتن این هنرمندان تئاتر مشهد در کنار پیرمرد توجه کنید . آنها بصورت دو نفری ، مرد را در وسط خود ، یعنی در کانون اصلی عکس قرار داده اند و این نشان دهنده آنست که آنها مایل بوده اند با وی عکس یادگاری بگیرند ، نه او با آنان. نوع نگاه خانم رامتین و مرحوم همایونی به مرد نیز مبین این نکته است که آنها از دیدن وی شوق زده بوده اند . مگر او کیست ؟ چون می دانم که معمولا مرحوم منصور همایونی عادت دارد پشت عکسهایش را بنویسد، با کنجکاوی عکس را از آلبوم در می آورم و یادداشت پشت عکس را می خوانم . در پشت عکس نوشته شده است : این عکس در جریان سفر برای اجرای نمایش مستاجر در طبس و در سال 1353 در ارگ طبس برداشته شد . و مرحوم همایونی افراد حاضر در عکس را نیز معرفی کرده است. حالا این پرسش به ذهن می آید که آسید علی که بوده و آنها را با وی چکار بوده است ؟ برای شناخت بیشتر او به سالها دور بر میگردیم . به فیلم مستند و زیبای ( پ مثل پلیکان ) ساخته پرویز کیمیاوی. سید علی میرزا ، بازیگر فیلم پ مثل پلیکان: قبل از زلزله سال ۵۷ طبس ، مرد تنها و فقیری به نام آقا سید علی میرزا در
موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي، تئاتر، خاطرات ديروز [ چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 14:35 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
آن سه نفر....
روزگار چه بازیها دارد . این سه نفر حالا کجا هستند ؟ اولی ( لیلا فروهر ) است که حالا در آنسوی آبها می خواند و ...... شاید خوش است . دومی ( مجید فریدفر ) است ، که دل را بر داشت و راهی جبهه شد و در اوایل جنگ به شهادت رسید و در بهشت جای گرفت ،که قطعا جایش و مقامش خوب است و خوش است . سومی هم ( اسداله یکتا ) است . او در جایی همین نزدیکی هاست . پیرمردی کوتاه قد که در حاشیه میدان هفت تیر بساط حقیرسیگار فروشی دارد و اینگونه روزگار می گذراند . نمیدانم ،شاید اصلا خوش نباشد . موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي، سینما [ سه شنبه هفدهم اسفند 1389 ] [ 7:9 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
عکسی از دوران جوانی مهری مهرنیا ( فاطمه مرموزنیا) بازی در نمایش(علی بابا)-تئاتر گلشن مشهد
موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي، تئاتر [ دوشنبه هجدهم بهمن 1389 ] [ 19:20 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
عکس قدیمی از هنرمندان
زنده یاد اکبر هاشمی در صحنه ای از نمایش( از چاله به چاه )دهه ۱۳۳۰- تئاتر گلشن مشهد
مرحومه پروین سلیمانی و مرحوم اصغر قفقازی در نمایش شیرین و فرهاد - دهه ۱۳۳۰- مشهد
موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي ادامه مطلب [ یکشنبه سوم بهمن 1389 ] [ 6:52 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
دنیای وبلاگ نویسی هم دنیای غریبی است .
برخی بر من خرده می گرفتند که چقدر به گذشته وابسته ای و چراعکسهای قدیمی ت را در وب قرار می دهی ؟ توجه دوستان را به این نظرات که اولی توسط یکی از دوستان دوران سربازی و دیگری توسط فرزند یکی از دوستان دوران خدمت برایم ارسال شده است ، جلب می کنم . سلام
نفری که در جلوی عکس دراز کشیده است و رادیویی در دست دارد ، اصلان ناظمی است .من نیز با لباس تیره و کلاه سربازی ، بالای سر اصلان نشسته ام .
کامنت بعدی از طرف فرزند یکی دیگر از دوستان دوران سربازی برایم ارسال شده است : سلام آقای سهیلی : عکس را برایش فرستادم ، و او هم عکس خود و پدرش را برایم ارسال کرد ، دیدن چهره دوستی پس از حدود سی و پنج سال ، برایم جالب بود . سلام :
علی مظفر جلالی و پسرش مسعود در زمان حال
نفر اول چپ : علی مظفر جلالی. نفر اول سمت راست : من دو نفر وسط : محب علیان و شهابیان . در دوران سربازی ۱۳۵۵ موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي، متفرقه [ چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 ] [ 14:50 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
عکسهای قدیمی و خاطره انگیز از روزهای حماسه و ایثار
سعید سهیلی
سعید سهیلی. باقر قالیباف و .....
سعید سهیلی . محمد ثابت و .....
سعید سهیلی . محسن ضیایی و ....
سعید سهیلی . محسن ضیایی و ....
سعید سهیلی . شهید گل محمد غزنوی و ....
سعید سهیلی . شهید گل محمد غزنوی و ....
برای تماشای عکسها در اندازه واقعی به ادامه مطلب مراجعه کنید موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي ادامه مطلب [ دوشنبه چهارم مرداد 1389 ] [ 22:55 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
چند پوستر از فیلمهای قدیمی و خاطره انگیز
آبی و رابی آبی و رابی نخستین فیلم ساخته شده در ایران بود که در سال ۱۳۰۸ تولید گردید . محصول : سینما مایاک نویسنده و کارگردان : اوانس اوگانیانس تهیه کننده : ساکوا لیدزه فیلمبردار : خان بابا معتضدی بازیگران : سهرابی . ضرابی
دختر لر محصول : استودیو امپریال بمبئی - سال ۱۳۱۱ نویسنده : عبدالحسین سپنتا کارگردان :اردشیر ایرانی تهیه کننده : اردشیر ایرانی فیلمبردار : رستم ایرانی. اردشیر ایرانی بازیگران : روح انگیز. سپنتا
غفلت محصول : استودیو پارس فیلم - ۱۳۳۲ نویسنده : علی کسمایی کارگردان :علی کسمایی تهیه کننده : اسماعیل کوشان فیلمبردار : عنایت فمین بازیگران :ناصر ملک مطیعی . کورش کوشان . جمشید مهرداد .
آخرین شب
محصول : استودیوعقاب - ۱۳۳۴ نویسنده : فضل اله منوچهری کارگردان : حسین دانشور تهیه کننده : مهندس بدیع فیلمبردار : مهندس بدیع بازیگران : حسین دانشور . آزاده . بیک خان . سهیلا . عزت اله وثوق
مرجان محصول : استودیو آریا فیلم - ۱۳۳۵ نویسنده : منوچهر کی مرام . بابک کارگردان : شهلا تهیه کننده : شهلا فیلمبردار : احمد شیرازی بازیگران : شهلا . محمد علی جعفری . احمد قدکچیان . رحیم روشنیان
رستم و سهراب محصول : استودیو دیانا فیلم - ۱۳۳۶ نویسنده : دکتر جنتی کارگردان :مهدی رئیس فیروز تهیه کننده : شاهرخ رفیع فیلمبردار : ژرژ لیچنسکی بازیگران :حسین معطر . روفیا . پرویز نقوی . خواجوی . دلبر
آهنگ دهکده
محصول : تهران فیلم - سال ۱۳۴۰ نویسنده : مجید محسنی کارگردان :مجید محسنی تهیه کننده : مجید محسنی فیلمبردار : احمد شیرازی بازیگران :مجید محسنی-آذر شیوا . رقیه چهره آزاد . پرخیده . رفیع حالتی .همایون . عبدی
سوداگران مرگ محصول : استودیو پارس فیلم - ۱۳۴۱ نویسنده : منوچهر مطیعی کارگردان :ناصر ملک مطیعی تهیه کننده : اسماعیل کوشان فیلمبردار : محمود کوشان بازیگران :ناصر ملک مطیعی . ویکنوریا . واهیک . نریمان . بهنام . محمود زادگان
شب قوزی محصول : استودیو ایران نما- سال ۱۳۴۳ نویسنده : جلال مقدم کارگردان :فرخ غفاری تهیه کننده : فرخ غفاری فیلمبردار : پطروس عالمیان بازیگران : پری صابری . خسرو سهامی . فرخ غفاری . محمد علی کشاورز . فرهنگ امیری . و ذکریا هاشمی
در جستجوی تبهکاران محصول : استودیو سییرا فیلم - ۱۳۴۶ نویسنده و کارگردان : احمد صفایی فیلمبردار : رضا انجم روز تهیه کننده : مهدی مصیبی . هوشنگ صوفی بازیگران : گوگوش .علی آزاد . اکبر هاشمی . نرسی گرگیا . حسین شهاب . فریدون خسروی
لیلا فروهر- مرحومه مینا کهنمویی - گوگوش - شهین در نمایی از فیلم چهار خواهر
محصول : استودیو عصر طلایی - ۱۳۴۶ نویسنده و کارگردان : احمد نجیب زاده تهیه کننده : عزیزاله کردوانی فیلمبردار : هراند بازیگران :شهلا . شهین . گوگوش . مینا کهنمویی . لیلا فروهر . منصور متین . ایرج ناظریان
فرار از تله محصول : استودیو فیلمکو فیلمز - ۱۳۵۰ نویسنده : جلال مقدم کارگردان :جلال مقدم تهیه کننده : نارانداز فیلمبردار : نصرت اله کنی بازیگران :بهروز وثوقی . داوود رشیدی . نیلوفر . جلال
بی تا محصول : استودیو تل فیلم و سازمان فانوس خیال - ۱۳۵۱نویسنده : گلی ترقی کارگردان : هژیر داریوش فیلمبردار : هوشنگ بهارلو بازیگران : گوگوش . عزت اله انتظامی . پروانه معصومی . مهین شهابی . مهری رحمانی .اکبر زنجانپور موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389 ] [ 17:48 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
[ سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389 ] [ 7:48 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
اولين عكس چاپ شده از عباس مهرپويا در مطبوعات پس از خواندن اولين ( و به نظر من بهترين ) ترانه اش ، مرگ قو با شعري از دكتر حميدي .
يادم مي آيد كه قبل از انقلاب ، در تقاطع خيابان ولي عصر و جمهوري ، در بالاي ساختمان يك پاساژ، گيتار بزرگي خودنمايي مي كرد كه بر آن نوشته شده بود مهرپويا . در آن پاساژ دفتر كار و كلاس اموزش گيتار مهرپويا قرار داشت .او زيبا گيتار مي نواخت و با صداي خاصش مي خواند . ترانه هايش همه خوب بودند . آخرين فعاليت او قبل از مرگش ، نواختن گيتار هندي در موسيقي فيلم (بايسيكل ران ) ساخته محسن مخملباف بود ومشهورترين ترانه اش ( قبيله ليلي ) نام داشت .
تو از قبيله ليلي ، آه...... من از قبيله مجنون تو از سپيده و نوري ، ..... من از شقايق پر خون موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388 ] [ 5:8 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
شاگردی که مستخدم مدرسه را به ستوه آورده
پور حیدری در پانزده سالگی اما حالا بد نیست از دانش آموزی صحبت بکنیم که مستخدم دبیرستان را بستوه آورده . این آقا پسر ساعت هفت و نیم صبح ، یعنی درست قبل از هر شاگرد سحرخیز دیگری به مدرسه می آید و تا ساعت یک بعد از ظهر سد سکندر درس می خواند و مواقع بیکاری را کنار میز پینک پنگ می گذراند . لابد می خواهید زودتر بدانید که این جوان برجسته چه کسی است ؟ این دانش آموز که بیشتر از پانزده سال از سن مبارکش نمی گذرد ، منصور پورحیدری نام دارد . او از رشته های مختلف ورزشی مانند فوتبال ، والیبال و آکروبات و دو اطلاع دارد و تا کنون جوایز زیادی دریافت داشته است . منصور پورحیدری در زمان حال موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ جمعه نهم بهمن 1388 ] [ 8:18 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
نمي دانم چرا بيكباره همه عكسهايي قديمي كه در وب گذاشته بودم ، محو شدند . با توجه به درخواست دوستان عزيز ، اين مطلب را با اضافه نمودن چند عكس ديگر ، دوباره در وب قرار مي دهم . تبلیغات قدیمی(دهه ۱۳۳۰) تبلیغات از گذشته های دور و بر اساس نیازهای مردم وجود داشته است و از نوع تبلیغات می توان به نیازها و درخواستهای مردم در سالهای گوناگون پی برد . نوع تبلیغات همچنین می تواند مقایسه خوبی بین دیروز و امروز کشور باشد . با اختراع و ورود امکانات جدید ، نوع تبلیغات کالاها نیز تغییر می کند . همانطور که ما از تبلیغ یک رادیوی باطری دار تعجب می کنیم ، اگر کسی از دهه سی یا چهل و یا حتی پنجاه ، به امروز بیاید ، از تبلیغ موبایل و مایکروفر و ... انگشت به دهان خواهد ماند . در ذیل نمونه هایی از تبلیغ اجناس مربوط به دهه ۳۰ کشور را می بینید . خودتان نیازهای دیروز را با نیاز امروز مردم مقایسه کنید . *** تبليغ ماشين این تبلیغات مربوط به ماشینهای مورد علاقه مردم در دهه ۱۳۳۰ می باشد . آنزمان گویا میدان عرضه ماشین به ایران در اختیار شوروی بوده است .
پابدا
مسکوویچ
زيم تبلیغ فیلم و سینما:
رفتن به سینما (دیانا یا هما ) آنهم با ماشین ( زیم یا مسکوویچ و پابدا ) و دیدن فیلم( دسیسه یا کینه ) باشتراک خواننده محبوب نسل پدران ما ( دلکش ) و یا کمدین معروف آن سالها ( عبداله محمدی ) و شنیدن ترانه های جدید دلکش در سینما ، واقعا چه حالی داشته است . تبلیغ اکران فیلم دسیسه
و چند نمونه تبلیغات دیگر : دهشاهی یعنی نصف یک ریال وهر بیست تا دهشاهی می شد یک تومان . بخاطر دارم که بلیط اتوبوس واحد در دهه چهل سی شاهی بود .
آنروزها دهشاهی شاید چیزی در حدود یا بیشتر از پنجاه تومان امروز ما ارزش داشت . تبلیغ آبلیمو ![]() در آن سالها کمتر کسی آبلیمو آماده می خرید و بیشتر خانواده ها آبلیموی مصرفی شان را خودشان تهیه می کردند .
از این تبلیغ قدمت کارخانه داروگر را هم می توان حدس زد .
داشتن ظروف چینی در خانه هم نشان تجمل و ثروت بود .
داشتن ساعت مچی یکی از آرزوهای جوانان بود . ![]()
تغذیه کودک با شیر خشک در نزد مادران دیروز، بی محبتی به کودک اطلاق می شد . مادران اصرار داشتند که کودک خود را تا دوسال تمام از شیر خود تغذیه کنند .
![]() نمونه ای از تبلیغ چای . در خانه ها به جای بخاری ، کرسی بود و نشستن در زیر کرسی در سرمای استخوان سوز آن سالها لذتی مضاعف داشت .
برای گرم کردن فضای خانه هم از چراغهای والر و آلر و آلادین (علاءالدین ) استفاده می کردند . جوایز بانک ملی :
از ده تومان تا سی هزار تومان . به شما هم خانه قسطي مي دهيم .
گویا معضل بی خانمانی آنروزها هم وجود داشته است واین تبلیغ مبین آن است .
![]() و داشتن یک رادیو آرزوی هر خانواده ایرانی بود .
در آنروزگار داشتن یک میلیون تومان ثروت ، یعنی یک میلیونر واقعی بودن .
و میلیونرها می توانستند به سهولت به نیویورک و یا هرجایی که میلشان بود مسافرت کنند .حالا با یک میلیون به کجا می توانید سفر کنید ؟
بیشتر شهروندان و خصوصا روستائیان ، داشتن یک موتور ایژ یا چوپا را آرزوی دست نایافتنی خود می دانستند .
اجاق گاز که نبود . بیشتر مردم در آشپزخانه هایشان ، محلی بنام دیگ دان داشتند که دیگ را بر روی آن گذاشته و در زیرش با چوب و کنده خشک ، آتش روشن می کردند . چراغهای خوراک پزی مخصوص اعیان بود .
رادیوها با باطری کار می کرد . باطری های بزرگی که در پشت رادیو جا می خورد . حتی برای رادیو هم در پشت بامها آنتن می گذاشتند . آنتن رادیو متشکل از دو چوب تقریبا یک متری بود که به صورت موازی به دو چوب کوچکتر بسته می شد . بین این دو چوب را بطور موازی سیم کشی می کردند وآنرا در پشت بام نصب می نمودند . شنیدن قصه های شب و ماجراهای جانی دالر در رادیو ، مثل دیدن سریالهای شبانه تلویزیون طرفدار داشت .
گرامافون هم از اجناس اعیانی بود ودرخانه افراد پولدار یافت می شد .
داشتن دوچرخه بوق دار هم یک آرزوی بعضا دست نیافتنی برای جوانان بود .
در خانه های افراد متمول از این صندلی ها برای نشستن مهمانان استفاده می شد و بیشتر سینماها هم از این نوع صندلی ها داشتند .
کمتر کسی میل به خوردن روغن نباتی داشت . شایع کرده بودند که اگر روغن نباتی را جلوی گربه بگذاری ، از خوردن آن امتناع می کند ، انسان که جای خود دارد . و.....
موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ شنبه نوزدهم دی 1388 ] [ 22:9 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
بازی سرنوشت دوشیزه خندان سال ۱۳۳۳، شهبانوی شادمان سالهای بعد کشور ایران و بانوی گریان سال ۱۳۵۷
![]() برگرفته از مجله سپید و سیاه - شماره ۳۹. یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۳۳ موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي [ جمعه سیزدهم آذر 1388 ] [ 9:27 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
( جوانان ) دیروز ، ( ؟؟؟؟ ) امروز در مسابقه ی داستان نویسی بزرگی که در دهه سی توسط مجله اطلاعات جوانان برگزار گردید ، جوانان پرشور دیروز با علاقه زیادی شرکت نمودند. بعضی از آن جوانان ، اکنون از بزرگان علم و ادب ایران هستند و بعضی هایشان شاید در قید حیات نباشند ، که خدا رحمتشان کند . راستی از این آدمهای دیروز ، کدام زنده و کدامشان رخ در نقاب خاک کشیده اند ؟ شما می دانید ؟ برخی را که توانستم بشناسم برای آشنایی شما معرفی کردم و برخی را که نمی شناسم ، عکسشان را درج می کنم تا احیانا اگر شما آنها را شناختید ، معرفی کرده و بگویید که چه می کنند ؟ و در کجا هستند؟
(داوران مسابقه) در رقابت این مسابقه بزرگ ادبی که داوری آنرا اساتید : رضا سید حسینی - سعید نفیسی - حسن حاج سید جوادی - غلامعلی سیار و ایرج قریب بر عهده داشتند ، تعداد زیادی از جوانان دهه سی حضور داشتند که در ذیل تصویر برخی از آنان را می بینید .
احمد آذر هوشنگ
داستان نويس و عكاس بود و آثاری را در مجلات تخصصی علوم اسلامی ( سخن، زبان و ادبیات ، چیستا ) به چاپ رساند . او چندی پیش در سن ۷۰ سالگي در رشت درگذشت. یادش گرامی و روحش شاد باد . بانو هما ارژنگي در خانوادهاي چشم به جهان هستي گشود كه عشق به ايران، پاس داشت فرهنگ گرانسنگ ايران زمين، مهر به زبان فارسي و علاقه به خطهي آذربايجان كه ريشه در آن داشت، سنت بود و ميراث. پدرش استاد رسام ارژنگي نيز از همين ميراث بهره گرفته بود و باهمين سنت پرورش يافته بود. از اين رو، از پاي تا سر، آكنده از عشق ايران بود. هما نيز مانند پدرش، ستايشگر ايران است و شاعر افتخارات اين سرزمين كهن و اين تاريخ پرفراز و نشيب. شعرهاي ميهني «هما»، نه تنها در ميان شعردوستان، نسل امروز بلكه در گسترهي تاريخ ايران زمين، برجسته، ماندگار و پايدار است. «هما ارژنگي»، فرزند نگارگر شهير «رسام ارژنگي» در سال 1322در تهران و در خانوادهاي هنرمند و هنرپرور به جهان هستي پا نهاد. او تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در مدارس «سعدي» و «اسدي» به پايان برد و سپس در رشته ادبيات انگليس از دانشگاه تهران فارغالتحصيل گرديد. وي از كودكي به انواع هنرهاي زيبا همچون شعر، نقاشي، موسيقي، نويسندگي و هنر بازيگري عشق ميورزيد. در طول سالهاي تحصيل همواره در درس و هنر پيشگام بود و سرودهها و نوشتههايش در نشريات آن روزگار به چاپ ميرسيدند و صحنه نمايش مدرسه، عرصه هنرنماييهايش قرار ميگرفت. نخستين اثر وي كه به چاپ رسيد، يادنامهاي است درباره برادر هنرمند و ناكامش«فرهاد ارژنگي» كه خود در هنر موسيقي سرآمد بود. هما پس از مرگ برادر و در سنين نوجواني اين يادنامه را به رشته تحرير كشيد. وي پس از دريافت ليسانس به خدمت آموزشوپرورش درآمد و سالهاي متمادي به اين خدمت ارزنده ادامه داد. روح حساس و جستوجوگرش كه همواره به جستوجوي پاسخ چراهاي هستي بود، او را به وادي عرفان كشانيد و مطالعات مداوم و گستردهاش به او ياري بسيار كرد. هما، كه در خانوادهاي ميهنپرست و معتقد به اخلاق و ارزشهاي انساني پا گرفته، در شعر و نوشتار در دو زمينه به كار خويش ادامه ميدهد. نخست با تكيه بر فرهنگ و تمدن و تاريخ پرافتخار ايران به كار ميپردازد. وي در اين زمينه آثار ارزشمندي به وجود آورده است. بخش خلاق ديگر وي در وادي عرفان و با بهرهگيري از بزرگان ادب، حركت ميكند. به مولانا و شمس ارادتي عميق دارد و بسياري از اشعار عرفاني او در قالب مثنوي و با الهام از اين انديشهوران شكل ميگيرند. نخستين مجموعه از سرودههايش با عنوانِ «پرواز عاشقان» "The a scension of lovers" در سال 1373 از سوي نشر «مدبر» و دومين مجموعه اشعارش با عنوانِ «گل هزار پر» "One thous and petalled lotus" ، در سال 1379 به وسيله نشر «المعي» بر چاپ رسيده. در سالهاي اخير وي به كار ترجمه آثاري چند پرداخته كه از آن ميان ميتوان به آثار منتشر شده زير اشاره كرد. 1- تجربه تانترا (سرودهاي سارها)- نشر جم- تهران 1383 2- جريان بخشاينده دامما- نشر مثلث- تهران 1384 3- سپاه گمشده كموجيه- نشر عطايي- تهران 1384
حسن نامدار ![]() وی گویا به کار مترجمی مشغول است. محمود سریزدی ![]() فقط می دانم به نویسندگی اش ادامه داده و چندین کتاب نوشته است . ولی اله درودیان ![]() باید ۷۱ سال سن داشته باشد . آخرین نوشته چاپ شده ی او که در مجله اطلاع رسانی و کتابداری » کتاب ماه ادبیات و فلسفه » خرداد و تير 1383 - شماره 80 و 81 درج شده است ، اگر چرخ فلک... نام دارد . پس هنوز هم می نویسد . امید که زنده باشد و همچنان بنویسد .
محمد ايوبی
![]() متولد سال 1321اهواز و ساکن تهران است . دارای کارشناسی ارشد زبان و ادبيات فارسی است و بازنشستهی آموزش و پرورش می باشد . از آثار تأليفی او می توان به کتابهای زیر اشاره کرد : نصراله فخاریان
متنی که خودش درباره زندگی اش نوشته ، خواندنی است . دوست دارم زنده باشد و پیامی از خود بدهد . می خواهم بدانم زندگی را چگونه گذرانده است ؟ پرویز مسجدی
جوان ۲۴ ساله دیروز و پیرمرد ۷۳ ساله امروز ، داستاننویس نوگرای دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ است که به همراه نویسندگان دیگری از جمله ناصر تقوایی، احمد محمود، احمد آقایی، منصور خاکسار، عدنان غريفي ، حسین رحمت، علی گلزاده، مسعود میناوی، ناصر موذن، محمد ایوبی، پرویز زاهدی، نسیم خاکسار و بهرام حیدری از شکلدهندگان داستاننویسی جنوب است. سودابه مدنی
اکنون باید ۶۶ ساله باشد . اما کجاست و چه می کند ؟ خدا می داند و ...
مهین دخت محمدی حالا باید ۷۱ سال سن داشته باشد . سارا باقرزاده دکتر خسرو نیستانی اکنون یکی از بزرگان طب آزمایشگاهی ایران است. وی متولد سال ۱۳۱۸ کرمان و فارغالتحصیل از دانشکدهی پزشکی دانشگاه تهران در رشتهی علوم آزمایشگاهی بالینی در سال ۱۳۴۹ می باشد . وی سالها عهدهدار مسوولیت بخشهای آزمایشگاهی بیمارستانهای مختلف نیروی زمینی ارتش بوده و چند سالی نیز به عنوان معاون آموزشی بیمارستان خانواده خدمت کرده است. ضمن آنکه در کنار کار در آزمایشگاه به عنوان عضو هیأت علمی در دانشگاههای مختلف به تدریس پرداخته است و دارای مقالات متعدد در مطبوعات پزشکی است و چند گاهی نیز مقالاتی برای «پزشکی امروز» به رشتهی تحریر در میآورد. ناصر جولایی وکیلی آن جوان ۲۲ ساله دیروز و پیرمرد ۷۱ ساله امروز ، اکنون کجاست ؟و چه می کتد ؟
مسعود مرتضوی در آن سالها به خارج سفر کردن ، آن هم برای ادمه تحصیل کار هر کسی نبود . بی شک ایشان اگر زنده باشد از مفاخر ایران است .
روشن پروین هم اکنون ۷۱ سال سن دارد و گویا به کار مترجمی مشغول است . نازتاب سطوتي
دکتر بهرام داروگر
۷۴ سال سن دارد و گویا استاد دانشگاه مریلند است ، او به نوشتن مقالات علمی و تخصصی نیز مشغول است . منوچهر وطنخواهی
جمشید رحیم زاده
اگر در قید حیات باشد که انشااله هست ، هم اکنون ۷۴ سال سن دارد .
خانم ویدا تاییدی
امروز باید ۶۹ سال سن داشته باشد .
پرویز حضرتی
۶۸ ساله کماکان به قصه نویسی و نمایشنامه نویسی مشغول است . ادیک سیمونیان ![]() ۷۲ ساله ، گویا مدیر یک شرکت تجاری صنعتی بنام آرپی می باشد.
نوشین خطیر
دختر ۲۲ ساله دیروز - خانم ۶۶ ساله امروز .
نصرت صفی نیا
خانم دکتر نصرت صفی نیا ، نویسنده ، محقق و پژوهشگر است و آثار زیادی از جمله : خردگرایی در شاهنامه فردوسی - برگزیده آغاز سخن در شعر فارسی - نگاره های طبیعت در شعر فارسی و .... را به چاپ رسانده است.
شاهرخ کشاورزی ![]() اکنون ۷۰ ساله باید باشد و ؟؟؟ فروزنده فروزان
خانم ۶۹ ساله امروز ، آیا باز هم نویسندگی می کند ؟ مرتضي صيرفي
پزشک حاذقی است و متخصص جراحی عمومی می باشد.
مینو شفقی ![]()
کامران مالک
دکتر شده است و بیشتر مقالات پزشکی می نویسد . فرج محمدپور
۷۰ ساله است و ؟؟؟
شهلا سعیدی
دختر خانم ۱۷ ساله آن روزها ، باید امروز خانمی ۶۶ ساله باشد .
احمد دامود
متولدسال ۱۳۱۸ . در ایران به تحصیل در رشته های تئاتر و روانشناسی پرداخت و در آمریکا رشته های تئاتر تلوزیون و سینما راگذراند. وی از سال ۱۳۳۸تا ۱۳۴۸در تئاتر رادیو و تلوزیون ایران به کار عملی در رشته ی خود اشتغال داشت و سپس ضمن ادامه ی تحصیل در آمریکا به کار در مجموعه ی تئاتری Arena Stage و مؤسسات هنری دیگر ونیز تدریس در این رشته پرداخت. او در ایران و آمریکا در بیش از بیست اثر هنری به عنوان بازیگر به اجرای نقش پرداخته پانزده نمایش را کارگردانی کرده و دو فیلم کوتاه نیز ساخته است. در زمینه ترجمه و تالیف علاوه بر کتاب اصول کارگردانی تئاتر دو کتاب تکنیک بازیگری نوشته ی استلا آدلر و بازیگری حرفه ای نوشته ی ملیسا برودر و ... به ترجمه ی وی منتشر شده است. نامبرده اینک عضو هیأ ت علمی دانشگاه است و به تدریس در این رشته اشتغال دارد. و این هم تصاویر برندگان این مسابقه :
موضوعات مرتبط: عكسهاي قديمي، خاطرات ديروز [ سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 ] [ 14:8 ] [ حمیدرضا سهیلی ]
|
||||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||